تاریخچه پیدایش سواد رسانه‌ای، به سال ۱۹۶۵ باز می‌گردد. مارشال مک‌لوهان اولین بار در کتاب خود تحت عنوان "درک رسانه: گسترش ابعاد وجودی انسان"، این واژه را بکار برد و نوشت: زمانی که دهکدۀ جهانی تحقیق یابد، لازم است انسان‌ها به سواد جدیدی بنام سواد رسانه‌ای دست یابند. فرهنگ دیگر در چارچوب مرزهای جغرافیایی تعریف نمی شود. فرهنگ را هم مردم دنیا می سازنند.

"تئوری سواد رسانه‌ای شناختی" توسط جیمز پاتر (متولد ۱۹۵۸ در انگلستان) مطرح شده است.
دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ را باید دهه‌های پیوند و ارتباط این حوزه؛ یعنی حوزه سواد رسانه‌ای با تفکرات انتقادی دانست. در این سالها، دپارتمان‌های دانشگاهی تحلیل فیلم در سراسر ایالات متحده و انگلستان، کار خود را آغاز کرده و فیلم‌های روز را مورد تحلیل قرار دادند.
اینگونه از سواد، در کانادا به عنوان اولین کشور، به صورت رسمی از طرف نظام آموزش و پرورش پذیرفته و جزء برنامه‌های درسی مدارس گنجانده شد .


برای اولین بار در سال ۱۹۲۹ گروه آموزشی لندن از معلمان خواست تا مهارت های خاص تحلیل و ارزش‌گذاری فیلم را به دانش‌آموزان بیاموزانند که این مسئله پس از سال ۱۹۹۰ نیز در آمریکا به طور جدی مورد توجه قرار گرفت.
کانادا یکی از قویترین جنبش های سواد رسانه‌ای را در دنیا دارد و سازمان "شبکه آگاهی رسانه‌ای" به عنوان سازمانی برجسته در این کشور مستقر است.
انگلستان و استرالیا در زمره‏ی پیشگامان و سرامدان آموزش سواد رسانه ‏ای هستند.این رشد تا حدودی مدیون NGO ها یا انجمن ‏ها و مؤسسات سواد رسانه ‏ای و سازمان‏ هایی بوده است که از اعضای‏ آموزشگر تشکیل شده‏اند.همچنین،کانادا در مرحله‏ی بسیار پیشرفت ه‏ای از آموزش سواد رسانه‏ای است.برای مثال،در ایالت‏ اونتاریو از سال ۱۹۸۷ به این‏سو،گذراندن درس‏هایی در این رشته‏ در کلاس ‏های مقاطع تحصیلی گوناگون ضروری است.کشورهای‏ دیگر هم در این زمینه از قافله عقب نمانده و رشد خوبی داشته‏اند; از جمله زلاندنو،شیلی،هند،اسکاتلند،آفریقای جنوبی،ژاپن، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و اردن.جلب است،ایالات متحده که در این زمینه از دیگران دیرتر وارد گود شده بود،هم‏اکنون در زمره‏ی‏ کشورهایی است که سرمایه ‏گذاری هنگفتی در این رشته کرده است.
پیشگامان عرصه آموزش سواد رسانه ژاپن و کانادا می باشند که برای حفظ فرهنگ خود از کشورهای همسانه و جلوگیری از تحریف و تغییر در آنها اقدام به این کار کردند. در کشور کانادا از زمان کودکی در کتابهای درسی به آنها آموزش می دهند که این آموزش ها برای حفظ هویت ملی خود در برابر کشور همسایه آمریکا است.

 

در کشور ژاپن برای اینکه که فرهنگ و تمدن خود را از نفوذ بازدارد ابزارها و منابع زیادی را در اختیار مردم و نخبگان خود قرار داده است تا به هر صورتی در دو سطح اول به مردم خود نشان دهند که چطور می توان یک واقعیت رو وارونه نمایش داد که باور پذیر باشد و با گوشه ای از آن را به نفع خود تحریف کرد و با این آموزش ها قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل مردمشان را ببرند و دوم اینکه فرهنگ خود را در قالب های مختلف رسانه ای فیلم و کارتون - صدا - بازی های رایانه ای و ... هم به مردم خود و هم جهانیان نمایش دهند.

 

پروژه‏های سواد رسانه ‏ای در کشورهای گوناگون به لحاظی چند با هم تفاوت دارند; ازجمله تفاوت در بستر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجود در بین کشورهای جهان اول و سوم.بسیاری از کارگاه‏ها و برنامه‏های سواد رسانه ‏ای آمریکا حمایت گرانه و تدافعی‏ هستند.آن‏ها تلاش دارند، مصرف ‏کننده را در برابر پیام‏ها و تصویرهای اغواگران و برنامه‏ های تفریحی، خبری و تبلیغی رسانه ‏ها واکسینه کنند.در استرالیا بر جنبه‏ های زیبایی شناسانه و معنی ‏شناسی‏ تأکید دارند. در بریتانیا و کشورهای آمریکای لاتین با زیر ذره‏بین‏ بردن صنعت رسانه ‏ای، سلطه ‏ی کشورها و دولت را برای نیل به‏ تواناسازی مصرف‏ کنندگان رسانه، برجسته می‏ سازند...

 

اهمیت آموزش رسانه‏ای موجب تأسیس بنیادهای معظمی مانند «بنیاد برتلزمن»شد تا برای پروژه‏ های چندین میلیون ‏دلاری در آلمان‏ و آمریکا پذیره ‏نویسی کنند.این بنیاد کار آموزش سواد رسانه ‏ای در هریک از دو کشور آلمان و آمریکا را پیوسته بررسی و ارزیابی می‏کند. بنیاد علاقه‏ مند است،سطح کنجکاوی روشنفکرانه و هشیاری‏ شخصی دانشجویان را در ارتباط با رسانه‏ ها ارتقا دهد.به همین‏ ترتیب، امروزه در بسیاری از کشورهای جهان حتی مکان ‏ها و فروشگاه ‏هایی برای عرضه و فروش محصولات کمک ‏آموزشی برای‏ آموزش سواد رسانه ‏ای ایجاد شده است. از جمله، مرکز معتبری با نام«مرکز سواد رسانه‏ ای لس‏ آنجلس»در لس ‏آنجلس برپاست که‏ چنین خدماتی را ارائه می‏دهد.مؤسسات و سازمان‏هایی هم به دنبال‏ برگزاری کنفرانس ‏های سالیانه هستند تا به رونق آموزش سواد رسانه ‏ای‏ کمک کنند;مانند کنفرانس ملی سواد رسانه ‏ای لس‏آنجلس‏۱در اکتبر ۱۹۹۶ و کنفرانس رهبری ملی درباره‏ی سواد رسانه ‏ای موسسه آسپن‏۲ در ۱۹۹۳.همچنین، ائتلاف ماساچوست برای سواد رسانه‏ای‏۳در سال ۱۹۹۵ پاگرفت و شورای ملی رسانه راه دور مدیسون، وینسکانسن و پروژه سواد رسانه‏ای نیومکزیکو،امروزه در آمریکا به‏ شدت فعال هستند.

ایران با وجود اینکه قدمت سواد رسانه ای در جهان به بیش از سه دهه می رسد اما زمان اندکی از ورود آن به ایران می گذرد. به همین خاطر، در کشور ما مبحث فوق العاده جوانی محسوب می شود که عمر آن تنها به ‌۳ الی ‌۴ سال می‌رسد.

 


منبع:    
مقالات منتخب "همایش ملی سواد رسانه ای و مسئولیت اجتماعی"؛ جمعی از نویسندگان